ندای جوانی

صدای جوان روشنگر ایرانی

جان سخت 6

2248 بازدید
barati
تاریخ نشر : ۲۵-۰۴-۹۲
دستبندی : اردوهای جهادی
لینک کوتاه : nedaj.ir/?p=6396

به حمدالله خدا توفیق حضور در اردوهای جهادی امسال که در بخش چنار رود شهرستان چادگان برگزار می شد را به ما عطا نمود. مانند گذشته یکی از مشکلات پیش روی جهادگران در این اردوها مسئله غذا بود. متأسفانه از همون روز اول که «آب دوغ بدون خیار» را خوردیم بچه ها یکی پس از دیگری دچار امراض جدی گوارشی شدند.البته علّت اصلی این مشکلات صفر کیلومتر بودن این عزیزان در این اردو بود و اصلاً به دست پخت خانم ها مربوط نمی شد(!!!!!!!!!!!). پس از مشاوره های طولانی و ارائه راهکارهای خلاقانه مسئله مشکلات گوارشی در سه روز اول حل شد ولی هنوز چند سوال کوچیک ذهن بچه ها را درگیر می کرد. از جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود:
1. محتوای غذایی که خوردیم چی بود و نام رسمی آن چیه؟(البته این سوال بیشتر در مورد غذای شبها مطرح می شد!)
2. چرا شربت آبلیمو امروز شیرین شده؟!
3. کاتب هنرمند و ادیب متون ظروف غذا کیه؟
4. چرا امروز ناهار را ساعت 1 بعد از ظهر دادند؟
5. این غذا فقط بوی شهادت می ده یا اینکه شهید هم می کنه؟
6. چرا در خورشت قرمه سبزی تعدادی لوبیا پیدا شده؟ چرا موقع پاک کردن دقت نمی کنند؟
7. چرا امروز خورشت ما نمناک شده و مانند گذشته خشک نیست؟
8. چرا وقتی آشپز دو تا میشه ما مهمون یخچال می شیم؟
9. مسئول نرخ گذاری صلوات های روی غذا ها کیه و این نرخ را از چه فرمولی بدست می آره؟
10. این قیر(ببخشید چای) یک رنگه یا منتظر آبجوش بمونیم؟
11. چرا صبحونه ها آش رشته نمی دند؟
13. و …

خدا رو شکر من از این امراض جان سالم به در بردم . البته یکی از علت های موفقیتم را فرستادن صلوات های کثیر موقع خوردن غذا می دونم. به تصویر زیر توجه کنید:

غذای جهادی

یکی از بچه ها به این دستور عمل نکرد و یه صلوات به نیت 1000 تا فرستاد و پیش خودش فکر کرد که عجب ترفندی به کار برده، اما بعد از گذشت چند ساعت برای شفای دل درد خودش به جای هزار تا صلوات ده هزار تا صلوات فرستاد تا جون سالم به در ببره. خلاصه حواستون باشه به دستورالعمل های روی غذا ها دقت کنید زیرا آشپز و همکارانشون می دونند که برای اینکه فرد از این غذا جان سالم به در ببره به چه تعداد صلوات نیاز داره!
در ضمن وقتی غذا ها دارای طبخ خوبی بودند متون روی درب ظروف غذا به صورت زیر درج میشد:

خطر مرگ

115

البته من ظرف غذای خطر مرگ را به 115 ترجیح می دادم چون دوست نداشتم منتظر آمبولانس بمونم و بعد بمیرم!

7 دیدگاه بر “جان سخت 6”

  1. ياوري گفت:

    دست مريزاد حرف دل برخي از جهادگرانو زديد….!
    و كلي از خاطرات خوش رو ياداوري كرديد.

    1. یاوری گفت:

      خورشت قرمه سبزی ماندگار رو که به خاطر دارید؟؟؟
      خدا نصیب هیچ جهادگری نکنه….
      از اون روز تا این لحظه از خوردن خورشت قرمه گرفته تا برنج سفید
      ترس…و…واهمه…. دارم!
      به قول معروف مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسه…
      حال و هوای ما بروبچ جهادی این طوریه… که هنوز پس از هشت
      روز نتونستیم با دسپخت مامان جون کنار بیاییم!!!!
      نه خدای نکرده فکر بد نکنیدا….
      آشپز باشی های ما نهایت تلاش خودشونو کردن
      و این اصلا ربطی به استعداد نداره.
      ولی….
      از حق نگذریم با تموم فراز و نشیب ها و کاستی ها بازم میگیم
      دمتون گرم …..جهادگران….

  2. محسن صوفي گفت:

    انشاالله در اينده اي نزديك بنده امارهاي خيره كننده اي رو به اطلاع خواهم رسوند
    علي الحساب بدونيد كه اولين دوره اي بود كه ما كسي رو بخاطر مشكلات غذايي بيمارستان نبرديم

    1. بله کسی در اثر این بیماری ها به بیمارستان نرفت(و در قسمت خانم ها شگف انگیزه!!!)
      ولی آقایون به علت مظلومیت فراوان به جای بیمارستان به WC فرستاده می شدند!!!(= اینها را هم جزء آمار حساب کن!)

    2. ذنوبي گفت:

      جناب اقاي صوفي بله بيمارستان نبرديد ولي دليل نميشه كه همه سالم بوده باشن
      شمادربرابر بيمارستان بردن مقاومت نشون داديد

  3. محسن صوفي گفت:

    حميد جان مقصر خودشون بودن، wc رفتن مكرر اقايون بخاطر غذاهاي گروه نبود بخاطر اون جيگر وسنگدان هايي بود كه اقايون خونه اهالي ميل ميكردن.

    1. من که نگفتم از غذاست.هر چی بقیه خوردند من هم خوردم. بالاخره نوع غذا هم باید جهادی باشه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.