ندای جوانی

صدای جوان روشنگر ایرانی

استقبال بی نظیر

1188 بازدید
ذنوبی
تاریخ نشر : ۲۸-۰۴-۹۲
لینک کوتاه : nedaj.ir/?p=106

روزای اول کلاسهای ما با استقبال بی نظیری روبرو بود البته نه برای آموزش و یادگیری بلکه برای جمع آوری نیرو جهت عدس چینی، جوچینی، بنایی و همچنین خرسواری برای تفریح بچه هاشون. البته ما هم مجبور بودیم گهگاهی برای جذب نیرو و عدم بیکاری به این حرکات به ظاهر ساده ولی بسیار حادثه ساز تن بدهیم.بالاخره جهادگر باید از همه توانش مایه بذاره دیگه.

نخندید !!! امیدوارم به این درد دچار بشید که دیگه ما رو مسخره نکنید.

برچسب ها :

3 دیدگاه بر “استقبال بی نظیر”

  1. بنابر اطلاعات واصله از شاهدان عینی در یکی از مواردی که فردی از اهالی روستااز چند نفر از اعضای محترم گروه تقاضای کمک برای عدس چینی و … داشته اعضای محترم گروه از کمک کردن خودداری کردن البته ایشان اعتراف کردند که این کارو بلد نبودند اما گفته بودن بلدید سیاه میشید !!
    (قابل توجه جهادگرانی که میگن از همه توانشون مایه میزارن)!!
    خرسواری هم که گفته شده برای تفریح بچه های گروه بوده تا آنجا که حتی منجر به یه حادثه دلخراش هم شد که خدا رو شکر به خیر گذشت!!

    1. ذنوبي گفت:

      جناب اقای خادم گروه شما خودتون که الگو هستید هیچ کدوم ازاین حرکتهای جهادی مانند عدس چینی جوچینی وبنایی رو متقبل نشدید
      در صورتی که از لطف ومعرفت بیش از اندازه سایر اقایون به غیر از مسئول محترم گروه ماتوی روستاها هم جوچینی اقایون رو دیدیم
      هم بناییشون رو دیدیم
      وهم اموزش وکار باجوانانشون رو
      پس جهادگرازهمه توانش مایه گذاشته اما تف به ریا به دور ازچشمان خادم ومسئولین گروه بوده !!!!!!!
      (چطور اخبار این حرکات جهادی به گوشتون نمیرسیده اما ……)
      خرسواری اون بنده خداهم جهت تفریح نبوده
      چون اون شخص نه گواهینامه پایه یک الاغ داشته ونه تاکنون چنین تفریحی رو تجربه کرده بوده
      وبه اصرار بیش از اندازه بچه های روستا بوده که این حرکت به شدت خطرناک که هرلحظه امکان داشت شخص رو به علت ضربه سم حیوون دچار ضربه شدید مغزی بکنه پذیرفته
      توصیه بنده به حضرتعالی اینه که شما که تمامی اخبارتون براساس ادعاها وگفته های دیگرانه از کلمات شاید احتمالا ومطمئن نیستم هم تو جملاتتون استفاده کنین
      شنیدن کی بود مانند دیدن!!!!!!!!

  2. خادم گروه گفت:

    اولاً اینکه تف به ریا نمیخواستم بگم ولی مجبورم کردید که بگم بنده کارهای هماهنگی بین اهالی روستا و برادران را برای کمک به اهالی برای کارهای کشاورزی انجام میدادم! (البته هیچکدوم از این کارها به دلایلی انجام نشد!! که بعدا در قسمت خاطرات اشاره میکنم)
    در نتیجه همه کارهایی که گفتید خودم میدونستم (البته گاهی وقتا برادران عزیز خودشون به طور انفرادی دست به کار خیر میزدن و به ما هم نمیگفتن که ثواب کارشون بیشتر باشه اما خبرش میرسید) موردی که گفته شد برای بعضی خواهران محترم بوده
    دوماً درسته بنده هیچکدوم از کارای کشاورزی رو انجام ندادم ولی به جاش کارای سخت و زیاد دیگه ای انجام دادم (مثلا گوسفند چرونی و …) که انشاالله در قسمت خاطرات به سمع و نظر مخاطبین عزیز میرسونم (جهت اطلاع و نوشتن خاطرات و استفاده کردن دیگران نه جهت ریا!)
    اما موردی که بنده گفتم برای خواهران بود اونم بعضی هاشون وگرنه همون منبع معتبر از چیزای دیگه ای هم خبر داده که چون خواستیم ریا نشه و اجر جهادگرا با گفتنشون پایین نیاد از گفتنش خوددادری کردم!!
    موضوع خرسواری هم یکی بچه ها توضیح داد – از قدیم گفتن حرف راستو باید از بچه بشنوی درسته ؟؟؟
    سوماً بنده به اعضای گروهمون که تا این حد فداکار هستن و حاضر شدن از جونشون تا پای مرگ مایه بزارن تا دل بچه های روستا رو شاد کنن واقعا افتخار میکنم!! ؛ واقعا اگه خدای ناکرده برای اون بنده خدا جهادگر مخلص از خود گذشته اتفاقی میفتاد و ضربه مغزی میشد چه کسی پاسخگو بود؟؟؟ (همه ه ه ه!!)
    چهارماً خبری هم که گفته شد از شاهدان عینی ماجرا بود که در صحنه حضور داشته به همین علت گفتن شاید احتمالا و مطمئن نیستم دیگه معنی نداره!
    با این وجود ایشون حاضره به صحت موضوع شهادت بده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.