ندای جوانی

صدای جوان روشنگر ایرانی

امین فراست
تاریخ نشر : ۰۷-۰۵-۹۲
دستبندی : اجتماعی, سیاسی
لینک کوتاه : nedaj.ir/?p=515

توی جامعه ما هستند کسانی که با ولایت فقیه مخالفند و اون را استبدادگری می دونند و با هر دلیل و منطقی از دینی تا عقلی که برایشون میاری بازهم قبول نمی کنند. این افراد فکر می کنند ولایت فقیه اون ها رو توی بند دین و قانون محصور کرده و اجازه نمیده رفتار دلخواه خودشون رو داشته باشند. اتفاقاتی که توی کشورهای عربی تحت عنوان بیداری اسلامی چندین ساله که داره وضعیت منطقه رو تغییر میده و هر روز موضع جدیدی از طرف قدرت های جهانی ایجاد می کنه.
به سرگذشت کشور مصر نگاه کنید:

امروز تو مصر چه خبره:

سه سال پیش انقلابی عظیم در مصر رخ داد. مردم مسلمان مصر یک دست و یک صدا  به خیابان ها ریختن با شعار الله اکبر ، مرگ بر آمریکا ، مرگ بر اسرائیل و…. آمدند کشته دادند تا اینکه حسنی مبارک را کنار زدن و یه دولت به

آرا خودشون روی کار آوردن. این نشان دهنده این بود که اونا از حکومت سلطنتی و با قدرت یک شخص دست پرورده استعمار مخالف هستند. به همین خاطر جنگیدند، شهید دادند تا نظامی قانونمند و مبتنی بر شرع مقدس روی کار بیاد و با تلاش موفق هم شدند. اما پس  از  یک سال  دوباره به خیابان ها ریختن .این بار هم هم صدا وبا همان شعار ها اما دو دسته !

هردو دسته مسلمان  هر دو دسته نماز جماعت برپا می کنند و روزه می گیرند و شعار های الله اکبر و مرگ بر آمریکا سر می دهند اما به هر حال دو دسته هستند و مخالف همدیگه .الان دارند همدیگه را تیکه پاره می کنند و به برادر کشی افتادن. امروز همون کسایی که دست به دست هم یه رژیم سلطنتی رو سرنگون کردن در مقابل هم و در دو جبه وایسادن و برای رسیدن به خواست خودشون هیچ جوری کوتاه نمیاند.

اینبار حسنی مبارک نیست که خونشون را بریزه بلکه  این بار خودشون دارند خون خودشون را میریزند و دردآور تر این که این بار کشته هاشون بیش از کشته هایی است که مبارک ازشون گرفته بود.
حالا یه مقایسه ساده؛ مردم ایران هم توی سال 57 دست به دست هم دادند و شاه رو از کشور بیرون کردند. شاید همشون ایده آل های یکسانی نداشتند، شاید از نظر میزان اعتقادات ، تربیت و مسائل دیگه اختلافات اساسی داشتند اما توی یه چیز مشترک بودند. مبارزه با استبداد و برپایی حکومت اسلامی. به همین خاطر هم جمهوری اسلامی رو با ولایت فقیه با رای 98 درصدی پذیرفتن و در برابراون تسلیم شدن. همین مسئله باعث شده نظام کشور در همون سال های اول کشور بتونه مقابل توطئه های لیبرال ها و گروهک های منافق و تروریستی بایسته، چرا؟ چون سکان مملکت دست یه نفر بود و همه هم به اون یه نفر هم اطمینان داشتن و هم مطیعش بودن. اما مشکل اصلی مصر: وقتی هر گروه بخواد عقاید خودش رو به کرسی بشونه، هر حزب حرف خودش رو بزنه میشه امروز قاهره…

نمی خوام بگم  که توی  این یک سال دوست را دشمن و دشمن را دوست گرفتند

نمی خوام بگم  که سر قدرت طلبی همدیگر را کنار زدند

نمی خوام بگم  که کیا دارند تفرقه می اندازند و حکومت می کنند و اینکه این برادر کشی به نفع چه کسایی هست

نمی خوام بگم  که چی شد.
فقط میخوام بگم چرا این اتفاق افتاد؟؟.

همه این اتفاقات  فقط و فقط به خاطر نداشتن یک نقطه ثقل است نداشتن یک شاخص نداشتن یک رهبر.

اگر ولی فقیه و پیروی مردم از ولی فقیه در کشور ما هم وجود نداشت  انقلاب ما 2 سال هم دوام نمیاورد. تازه الان باید این نوشته را براتون عربی می گذاشتم.

یک نگاه کنید به مصر و یک نگاه کنید به اتفاقات سال 88 و اون فتنه،

خودتون قضاوت کنید اگر ولایت با بصیرت نبود، چی می شد؟؟؟

 

نویسندگان: امین فراست ، ش شاهین فر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.