ندای جوانی

صدای جوان روشنگر ایرانی

روشن
تاریخ نشر : ۱۸-۱۱-۹۳
لینک کوتاه : nedaj.ir/?p=5703

فرهنگ شاخص توسعه یافتگی است و مطالعه شاخص فرهنگ؛ همین نظریه کفایت می کند تا شهرهایمان را صرف نظر از آمار مأیوس کننده سرانه مطالعه، شهری فرهنگی بنامیم. مگر نه این که علاوه بر کتاب فروشی های سطح شهر، پیاده روها نیز به کتابخانه های غیر رسمی تبدیل شده اند و کتبی را که به هر طریق از تله ممیزی در رفته اند به کتابخوانان مشتاق عرضه می کنند؟  سوای خوب یا بد این چشم انداز شهری که از رویدادی تلفیقی از فرهنگ و اقتصاد حکایت می کند، بررسی علل کشیده شدن کتاب فروشی ها به پیاده رو ها و جالبتر از آن سیل استقبال مردمی خالی از لطف نیست. در حالی که کتاب فروش های  غالبا از رکود بازار کتاب و به صرفه نبودن این شغل گلایه مندند و معتقدند کتاب ها در قفسه فروشگاه ها خاک می خورند، نسل جدیدی از فعالان عرصه فرهنگی در شهر فعالیت می کنند و بی آن که کسی حواسش باشد، کمبود های عرصه فرهنگی را به رخ می کشند. در نگاه نخست به محصولاتی که توسط این دست از کتابفروشان عرضه می شود، عناوینی به چشم می خورد که یافتنش در کتب فروشی های رسمی دشوار است یا حداقل بعد از چندین بار تجدید چاپ با نسخه های آغازین تفاوت هایی دارد که به ذائقه مخاطب خوش نمی آید. علاوه بر این برخی کتب که هم اکنون در دام ممیزی افتاده اند و یا نویسندگان خاصی که کتاب هایشان در فروشگاه ها یافت نمی شود، در این فضاهای غیر رسمی راحتتر عرصه ظهور پیدا کرده و مشتریان خود را کسب می کنند. جالب تر آن که سال چاپ این کتب و نرخ روی آن با کتب چاپ جدید و قیمت آن ها تفاوت فاحش دارد اما علاقمندان به دلیل کمیاب بودن این کتاب ها، حاضرند مبلغی چند برابر ارزش را پرداخت کنند تا بتوانند به مطالب آن دست پیدا کنند. این واقعیت ها چنین می گوید که اگر سرانه مطالعه در جامعه نگران یا دلسردمان می کند، تنها نباید جامعه و آموزش و فرهنگ خرده بگیریم، زیرا اگر این مردم نظر بنیان های فرهنگی که مطالعه یکی از همان هاست، سست بودند، شاهد این حجم از تقاضا در برابر بساط کتابفروش های خیابانی نبودیم، از این رو به نظر می رسد در عرصه نشر و توزیع کتاب مدتهاست ذائقه عمومی و نیاز مخاطب مغفول مانده و سبب شده تا ما چنین تصور کنیم که ضعف ریشه های فرهنگی، سرانه مطالعه را نشانه گرفته است. اینکه کتاب به عرصه پیاده رو راه یابد و مشتریان خود اینگونه پیدا کند، به طور قطع علاوه بر آن که ضعف مدیریت این حوزه را نمایان می کند به مرور از تقدس و جایگاه کتاب می کاهد و آن را به یک کالای بازاری و کم ارزش تبدیل می کند. متاسفانه این قشرِ اصطلاحا کتابفروش افرادی هستند که کتب را از کتابخانه داران قدیمی به قیمت نازل دریافت کرده و هیچ اطلاعاتی از ارزش محتوایی آن ندارند و تنها با رویکرد اقتصادی به این گنجینه های معنوی می نگرند. آن چه در این خصوص ضروری به نظر می رسد تحلیل محتوای این کتب و ارزیابی علاقه جامعه در کنار نیاز آن هاست تا دلخواه جامعه از گوشه خیابان به کتابفروشی ها منتقل شود یا حداقل فضاهایی با عنوان کافه کتاب یا پارک کتاب با شاکله مناسب تر و عرضه مطابق با تقاضا در سطح شهرها تعبیه شود. بدیهی است اگر قرار باشد چنین فضاهایی در صورت تشکیل، روند فعلی کتابسراها و کتابخانه را پیش بگیرد موفق نخواهد بود، بلکه باید با بررسی آن چه که در محتوا و ظاهر این گونه توزیع کتاب به چشم می خورد، شرایطی را برای جذب جامعه به سوی کتاب مناسب و آماده سازی خوراک فکری آن ها مهیا کرد. 

برچسب ها : ، ،

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.