ندای جوانی

صدای جوان روشنگر ایرانی

امین فراست
تاریخ نشر : ۳۰-۰۶-۹۵
دستبندی : ادبیات, فرهنگی
لینک کوتاه : nedaj.ir/?p=7903
شرافت انسان

مردی نابینا زیر درختی بر سر دو راهی نشسته بود. پادشاهی نزد او آمد،از اسب پیاده شد و ادای احترام کرد و گفت: قربان، از چه راهی میتوان به پایتخت رفت؟ پس از او وزیر پادشاه نزد مرد نابینا رسید و بدون ادای احترام گفت: آقا، راهی که به پایتخت میره کدام است؟‌ سپس سربازی نزد نابینا رسید، ضربه ای به سر او زد و پرسید:‌‌ احمق،‌راهی که به پایتخت میره کدام است؟
زمانیکه همه آنها مرد نابینا را ترک کردند، او شروع به خندیدن کرد. مرد دیگری که کنار نابینا نشسته بود، از او پرسید:به چه می خندی؟پاسخ داد:اولین کسیکه از من سوال کرد پادشاه بود، مرد دوم وزیر او وشخص سوم فقط یک نکهبان ساده بود.
مرد با تعجب از نابینا پرسید:از کجا متوجه شدی؟مگر تونابینا نیستی، نابینا پاسخ داد:فرق است میان آنها… پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت به همان خاطر ادای احترام کرد. ولی نگهبان چنان ازحقارت خود رنج میبرد که حتی مرا کتک هم زد.
طرز رفتار هرکسی نشانگر شخصیت اوست، نه سفیدی بیانگر زیبایست نه سیاهی بیانگر زشتی.

شرافت انسان به اخلاقش است…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتقالب وردپرس