ندای جوانی

صدای جوان روشنگر ایرانی

دو داستان بی ربط

2575 بازدید
امین فراست
تاریخ نشر : ۲۷-۰۹-۹۵
دستبندی : روشنگری, سیاسی
لینک کوتاه : nedaj.ir/?p=8308
ظریف - شعبان بی مخ - مهران مدیری - سازشکارن

دو داستان بی ربط :

۱⃣ شعبان بی مخ از پشت پارک شهر رد می شد که دید ماموران کلانتری،جوانک کم سن و سالی را کتک می زنند!

با عصبانیت از مامورها پرسید چرا جوان بی گناه را می زنند!؟

سرگروهبان گفت:شعبون خان! این بچه به اعلیحضرت توهین میکنه!

جوان گفت :دروغ میگه قربان!

شعبان بی مخ پرسید :چی میگی مگه!؟

✅ جوان خودش را مرتب کرد و گفت:من میگم ظلم بده،نباید مردم شکنجه بشن،نباید پول مردم را خورد ،هرکی این کارها رو میکنه خائنه، هرکی به خارجی ها باج می ده خائنه…
?? شعبان جعفری حرفش را قطع کرد و فریاد زد: بزنید نامرد بی شرف را! اعلیحضرت خودمونو میگه…!

۲⃣ سال قبل به عده ای به خاطر مذاکرات هسته ای مدال قهرمانی دادند.
? از جیب ما چندین و چند سکه هم بعنوان جایزه دادند
?گفتند و نوشتند اینها امیر کبیر و مصدق دورانند!
? کلی القاب و تعارفات دیگر هم چاشنی کار کردند!

✅حالا یک کسی پیدا شده بدون هیچ اسم و رسمی گفته:«اگر جرات نداری مجبور نیستی مسئولیتی که نیاز به شجاعت داره رو قبول کنی و بتمرگ توی خونه ات»!
? یک دفعه همه شعبون بی مخ های حامی دولت صداشون بلند شده که : «اعلیحضرت خودمون را می گه»!!

 

 

ظریف - شعبان بی مخ - مهران مدیری - سازشکارن

ظریف – شعبان بی مخ – مهران مدیری – سازشکارن

متلک سنگین مهران مدیری به سازشکاران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی