ندای جوانی

صدای جوان روشنگر ایرانی

اجتماعی

شما یادتون نمیاد، تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن… آب بخوریم شما یادتون نمیاد، شبا بیشتر از ساعت ۱۲ تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت ۱۲ سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد…. سر زد از افق…مهر خاوران ! شما یادتون نمیاد، قبل از شروع برنامه یه مجری میومد… ادامه مطلب »

روشن
تاریخ نشر : ۲۰-۰۴-۹۲
دستبندی : اجتماعی, طنز

من … تو … او …     من به مدرسه میرفتم تا در س بخوانم تو به مدرسه میرفتی به تو گفته بودند باید دکتر شوی او هم به مدرسه میرفت اما نمی دانست چرا من پول تو جیبی ام را هفتگی از پدرم میگرفتم تو پول تو جیبی نمی گرفتی همیشه پول در خانه… ادامه مطلب »

روشن
تاریخ نشر : ۲۰-۰۴-۹۲
دستبندی : اجتماعی, فرهنگی

یادش بخیر. پارسال بعد از عید بود که به پیشنهاد خواهران و برادران مومن و خداجوی پایگاه که از قضا دستی هم در روباتیک داشتن و جزو نخبگان مسابقات ایران اوپن و شایدم جهان اوپن بودند وارد تیم روباتیک شدم. روزای اول که انگار توی اغما بودم و از هیچی سر در نمیاوردم. آخه یکی… ادامه مطلب »

روشن
تاریخ نشر : ۲۰-۰۴-۹۲
دستبندی : دانشگاه

دانشگاه من!!!!!!!!!

726 بازدید

از در که وارد میشوم نگه بان نگاه کردنش را شروع می کند.دستم را در اعماق کیفم فرو می برم و کارت دانشجویی ام را در می آورم و نشان می دهم. لبخند قشنگی!!! البته تصنعی می زند و می گوید بفرمایید! وقتی نگهبان ها شاد می شوند می فهمم که باز کارت دانشجویی ام… ادامه مطلب »

محمدی
تاریخ نشر : ۲۰-۰۴-۹۲
دستبندی : دانشگاه

ناهار دانشگاه و  راز بقا همه دوستان هم دوره ای و هم دانشگاهی من این تجربه را طی دوران دانشجویی خود داشته اند که بعد از طی 4 ساعت کلاس فشرده و کسالت آور در حالیکه با کلٌه ای درحال دود از کلاس خارج شوند و به امید صرف غذایی یا بهتر بگویم ماده ای… ادامه مطلب »

روشن
تاریخ نشر : ۲۰-۰۴-۹۲
دستبندی : دانشگاه

روز درختکاری

681 بازدید

اتفاقی، در رایانه منزل به فولدر درختکاری برخوردم. فولدر را باز کردم و به نیت نگاهی کوتاه و از روی کنجکاوی (مودبانه اش این بود!) چند ساعتی مشغول بودم! محتویات فولدر مربوط به اولین و آخرین همایشی بود که به مناسبت روز درختکاری در دانشگاه برگزار شد. ۱۵ اسفند ۸۷٫ مانند این فیلم های معروف… ادامه مطلب »

سعید عرب
تاریخ نشر : ۲۰-۰۴-۹۲
دستبندی : دانشگاه

رویش نامه ۱

626 بازدید

بسم رب الذی مدبر الامور خواستم از خاطرات دانشجویی بنویسم، اما نمیدانم از کجا شروع کنم؟! از کدام خاطرات بگویم؟ از تلخی ها بگویم که بوی تجربه می دهند یا خوشی ها که گویای سادگی و صداقت آن دوران اند؟ از دانشگاه بگویم یا دانشگاه؟…از در جازدن ها بگویم یا از سفر ها؟ سفر ها…!… ادامه مطلب »

سعید عرب
تاریخ نشر : ۲۰-۰۴-۹۲
دستبندی : دانشگاه

دلم تنگ شده…

662 بازدید

الان ۳۰ ساعته که در بیرجندم از وقتی آمدم دلتنگیم شروع شده. بد شانسی من تو یه اتاق تنها و یه شهر غریب افتادم. دانشگاهم که شانس ما کلاس هاش این هفته برگزار نمیشه و ما اینجا تنها حتی بدون هم اتاقی تو یه خوابگاهی که هیچ یک از بچه هاش از دانشگاه بیرجند هم… ادامه مطلب »

امین فراست
تاریخ نشر : ۲۰-۰۴-۹۲
دستبندی : دانشگاه

چند ماه قبل از انتخابات با خبر آمدن ولا یتی همه می گفتند که ولایتی بهترین گزینه است برای ریاست جمهوری. عده ای از تندروها که در انتخابات قبلی کاندیدشون رای نیاورده بود می گفتن که رئیس جمهور انتخاب شده بیخورد خودتون را اذیت نکنید. اما چی شد که نه تنها ولایتی بلکه جریان اصولگرا… ادامه مطلب »

امین فراست
تاریخ نشر : ۲۶-۰۳-۹۲

………..قناعت!!!

404 بازدید

  جالبه وقتی ازدرآمد وزندگیشون می پرسی این کارگرمعدن میگه خدارا شکربد نیست، ولی بازیکنه میگه هنوز نصف پولم را ندادند این چه وضعیه مجبورم ماشینم را بفروشم و . . . . .

امین فراست
تاریخ نشر : ۲۱-۰۳-۹۲
دستبندی : اجتماعی

…………….طنز…

842 بازدید

فرق مدیران این جا و اون جا!!!! اون جا: موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده می‌شود این جا: موفقیت مدیر سنجیده نمی‌شود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است    اون جا: مدیران بعضی وقتها استعفا می‌دهند این جا: عشق به خدمت مانع از استعفا می‌شود    اون جا: افراد از مشاغل پایین… ادامه مطلب »

روشن
تاریخ نشر : ۲۱-۰۲-۹۲
دستبندی : اجتماعی, طنز
علی طالاری
تاریخ نشر : ۲۱-۱۰-۹۱
دستبندی : اجتماعی

پس از از راه اندازی صفحه فیسبوکی با نام Khamenei.ir، موجی از اخبار، گمانه‌زنی‌ها و تحلیل ها پیرامون این صفحه طی 48 ساعت گذشته منتشر شده است. مجله مهر: گمانه‌زنیها درباره صفحه فیسبوکی با نام Khamenei.irبه خصوص پس از معرفی این صفحه در رسانه‌های داخلی و خارجی، ابعاد گسترده‌تر و پیچیده‌تری پیدا کرد. پرتعدادترین حدسی… ادامه مطلب »

علی طالاری
تاریخ نشر : ۰۶-۱۰-۹۱
دستبندی : اجتماعی, سیاسی

مرد سرت رو بالا بگیر از چی‌ خجالت میکشی؟ خجالت را باید کسانی‌ بکشند که نان را از سفره تو دزدیده‌اند و حساب بانکی شان را در کشورهای دیگر پر کردند. خجالت را باید کسانی‌ بکشند که هر لحظه فریاد عدالت عدالت سر می دهند و غیر از ریا چیزی برای زندگی ندارند!

احسان خرمی
تاریخ نشر : ۲۰-۰۹-۹۱
دستبندی : اجتماعی
%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی