ندای جوانی

صدای جوان روشنگر ایرانی

یغما گلرویی

دستم نه، اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد! نمی دانم چرا وقتی به عکس ِ سیاه و سفید این قاب ِ طاقچه نشین نگاه می کنم، پرده ی لرزانی از باران و نمک چهره ی تو را هاشور می زند! همخانه ها می پرسند: این عکس کوچک ِ کدام کبوتر… ادامه مطلب »

روشن
تاریخ نشر : ۳۰-۰۸-۹۲

تقصیر تو نبود ! خودم نخواستم چراغ ِ قدیمی خاطره ها، خاموش شود ! خودم شعرهای شبانه اشک را، فراموش نکردم ! خودم کنار ِ آرزوی آمدنت اردو زدم ! حالا نه گریه های من دینی بر گردن تو دارند، نه تو چیزی بدهکار ِ دلتنگی ِ این همه ترانه ای ! خودم خواستم که… ادامه مطلب »

روشن
تاریخ نشر : ۲۵-۰۸-۹۲